• صنايع دستي

    صنايع دستي به ان گروه از صنايعي گفته مي شود كه مهارت، ذوق و بينش انسان دران نقش اساسي دارد و يا اينكه تمام يا بخش اعظم مراحل ساخت فراورده هاي ان با دست انجام گرفته و در چارچوب فرهنگ و بينش هر منطقه و با ديدگاه هاي قومي ساخته و پرداخته مي شود. صنايع دستي بازتابي از تاريخ تمدن هر ملت و قومي است و مي تواند انتشار موثري براي فرهنگ و سنن مناطق مختلف باشد. صنايع دستي نيشابور نيز  بخشي ازهويت و تاريخ كشور و اين شهرستان مي باشد و بي توجهي به ان بي توجهي به تاريخ و تمدن است
    صنايع دستي شهرستان نيشابور نيز از جايگاه خاص و ويژه اي در فرهنگ – آداب و رسوم و نحوه زندگي مردم اين نواحي برخوردار بوده است و از مطالعه پيرامون بسياري از اين هنرها مي توان به نوع زندگي مردم، فعاليت هاي اجتماعي و اقتصادي آنان و همچنين بافت و اقليم منطقه پي برد.
    20 خرداد روز جهاني صنايع دستي افتتاح كارگاه هاي آموزشي سفال، سراميك با تاسيس سازمان ملل متحد حفاظت از ميراث فرهنگي بشري به عهده يونسكو ـ سازمان تربيتي علمي و فرهنگي متحد واگذار شد. نمايندگان 25 كشور جهان در روز دهم ژوئن سال 1964 ميلادي در نيويورك گرد هم آمدند تا زمينه و مقدمات لازم براي تشكيل شوراي جهاني صنايع دستي به عنوان يكي از ارگان هاي مرتبط با يونسكو رافراهم آورند در پي موفقيت ها بعدها روز 20 خرداد ماه به عنوان روزجهاني صنايع دستي تعين شد. هر يك از كشورهاي عضو شوراي مذكور مراسم خاصي به صورت برگزاري نمايشگاه آثار صنايع دستي ـ انتشار تمبر ويژه ـ سخنراني پيرامون جايگاه و ابعاد مختلف صنايع دستي وتقدير از دست اندركاران ان برگزار مي شود در كشور ما هم در اين روز از هنرمندان و متفكراني كه با وجود هجوم همه جانبه تكنولوژي درعرصه توليدات و صنايع ظريفه هنوز به فعاليت خود ادامه مي دهند و از نخبگان اين رشته تجليل به عمل مي آيد.

    در حدود 8000 سال قبل که به عصر «نوسنگي» معروف است، مردمي در منطقه وسيعي در آسياي جنوب غربي زندگي مي کردند که براي نخستين بار در گروه هاي کوچک جمع آمده، در يک مکان ساکن شدند و اولين دهکده ها را به وجود آوردند. آثار به دست آمده از دوران پارينه سنگي، ميان سنگي و نوسنگي، گواه بر فعاليت انسان در ساخت ابزار و وسايل سنگي است. ابزارهايي چون تيغه هاي دندانه دار و به شکل هاي مختلف هندسي در مکان هايي مانند بيستون و غارهاي هوتو و کمربند به دست آمده است. انساني که ياد گرفته بود با کاشتن دانه هاي خوراکي مقدار بيشتري از آن را به دست آورد، ناگزير بود آن را در جايي ذخيره کند. او ظرف هايي را مي خواست که در برابر گرما و رطوبت هوا مقاومت داشته باشد و غلات، در آن فاسد نشود. از اين رو انسان دوران نوسنگي با الهام از همان شکل هاي طبيعي و با آميختن آب و خاک، اولين ظرف هاي سفالي را ساخت.  
    صنايع دستي که هم مي تواند، حالت کارگاهي و هم حالت خانگي داشته باشد، همانند صنايع کوچک قابليت استقرار در شهر و روستا را دارد، بدون نياز به فن آوري پيشرفته، بيشتر متکي به تخصصهاي بومي و سنتي است و قسمت اعظم مواد اوليه مصرفي آن در داخل کشور قابل تهيه مي باشد. افزون بر اين، صنايع دستي هر دو ويژگي مصرفي و هنري را داشته، برخوردار از بينش، ذوق، انديشه و فرهنگ توليد کننده نيز هست و در مجموع آن را يک «هنر- صنعت ناميده اند».  
     

    رشته هاي صنايع دستي نيشابور:

    سفالگري:

    نيشابور در گستره تاريخ زيبايي زايد الوصفي رانثار فرهنگ و هنر اين مرز وبوم نموده است يكي از بالندگي هاي اين شهر توليدات صنايع دستي به خصوص سفال درادورمختلف گذشته بوده كه در دوران اسلامي به يكي ازمراكز پرورش هنرهاي سنتي بدل شده در رديف اول اين هنرها سفالگري و لعاب سازي نيشابور يكي از بارزترين هنرهاي اين مرز و بوم بوده است هم اكنون بسياري از سفالينه هاي قرون سوم تا پنجم اين شهر زينت بخش موزه هاي مشهور دنياست نظير موزه مترو پوليتن آمريكا، آرميتاژ، مجموعه هاي خصوصي (موزه رضاعباسي و آبگينه تهران) مي باشد.
    سفالگري  و ساخت سفالينه در نيشابور قدمت بسيار طولاني  دارد نيشابور يكي از مراكز مهم ساخت سفال بوده و در حال حاضر نيز به صورت پراكنده گروه هاي سفالگر در اين شهر وجود دارد. اغلب ظروف سفالي ساخته شده در كارگاه ها امروزه كوزه و كاسه مي باشد كه در بعضي موارد نيز طرح هاي به وسيله رنگ هاي براق بر روي آن كشيده مي شود.


         

    فيروزه تراشي:
    هنرارزنده ديگري كه ريشه تاريخي قابل ملاحظه اي برخوردارمي باشد فيروزه نيشابورمي باشد كه نگين درخشاني در جهان است. به دليل وجود معادن دراين شهر (در فاصله 55 كيلومتري) از ديرباز فيروزه تراشي يكي ازهنرهاي مورد علاقه مردم اين دياراست. معدن فيروزه نيشابور مهم ترين محل تامين فيروزه تراشي است. وجود بزرگ ترين معدن فيروزه جهان در نيشابور ايجاب مي كند كه اين صنعت رشد قابل توجهي  داشته باشد ولي متاسفانه تنها يك نفر در نيشابور اقدام به تراش فيروزه مي كند كه ابزار او يك چرخ برقي است كه با قرار دادن سطح بيروني فيروزه بروي آن كار تراش سنگ فيروزه انجام مي شود. فيروزه هاي توليدي برروي انگشتر، گوشواره يا گردن بند و... قرار مي گيرد.


            

    فيروزه
    نيشابور علاوه بر مهد علم و فرهنگ دوره هايي از تاريخ تمدن اسلامي و زادگاه گروهي از دانشوران و مردان نامدار تاريخ ايران، از دوره هاي بسيار كهن نيز به داشتن جواهري گران بها به نام فيروزه به شهرت جهاني رسيده است. از تاريخ دقيق كشف فيروزه و نحوه استخراج آن در گذشته هاي دور و به ويژه تا پيش از زمامداري پادشاهان صفوي، اطلاعات جامعي در دست نيست اما احتمال مي رود كه در اوج شهرت و آباداني نيشابور، ساكنين اين منطقه از وجود فيروزه و نحوه استخراج آن آگاهي داشته ند.
    قديمي ترين اسنادي كه در مورد فيروزه نيشابور سخن گفته اند ، كتاب هايي نظير:
    • كتاب « جهان نامه » تأليف محمد بن بكران ( خراساني )، كه در سال 605 هجري قمري به نام سلطان علاء الدوله ي خوارزمشاه تأليف شده .
    • « عرايس الجواهر و نفايس الاطايب » ابوالقاسم عبدالله كاي ( به سال 700 هـ .ق ) و «‌ تنسوخ (ق) نامه ايلخاني » منتسب به خواجه نصيرالدين طوسي مي باشد.
    در طي دوره صفويه و پس از آن، سياحان خارجي و داخلي نظير ژان باپتيست تاورنيه (جواهرسازي مشهور فرانسوي به سال 1046 هـ .ق)، فريزر (1238 هـ .ق)، آرثور كانالي (1246 هـ .ق)، ژنرال فريه ( 1261 هـ .ق)، كرزن ( 1309 هـ .ق)، صنيع الدوله (‌1303 هـ .ق) و ... از فيروزه و فيروزه تراشان نيشابور بسيار سخن گفته اند و برخي (ژنرال فريه) اشاره كرده اند كه عده اي از فيروزه تراشان نيشابور از « بدخشان »  به اين شهر آمده اند.
    معادن فيروزه نيشابور در 53 كيلومتري شمال غربي مركز شهرستان، در دامنه هاي جنوبي ارتفاعات بينالود و در 4 كيلومتري دو روستاي معدن سفلي و عليا، از دهستان فيروزه، بخش تحت جلگه، واقع شده است و تمامي فيروزه كاران اين شهر نيز همه بومي و نيشابوري هستند و هنرمنداني در مشهد و اصفهان به اين كار اشتغال دارند. سنگ فيروزه معمولاً در كنار سنگ چخماق و به صورت رگه هاي بسيار باريك در لابه لاي سنگ هاي آذرين (آتشفشاني) شكل مي گيرد. اين سنگ با فرمول شيميايي CU.AL6(PO4)4.(OH).5H2 0 ، از عناصري چون مس، آلومينيوم، فسفات،‌ هيدرواكسيد و آب تشكيل شده كه بسته به نوع و درصد اين تركيبات و محل تشكيل آن، داراي طيف وسيعي از رنگ آبي كمرنگ، پررنگ، سبز روشن و در مواردي تا سبز تيره مي باشد. بهترين و گرانبهاترين نوع آن نيز با رنگ آبي سير و عجمي ناميده مي شود. وزن مخصوص فيروزه بين 62/2 تا 83/2 و سختي آن برابر شيشه يعني 6 است.
    انواع فيروزه با توجه به محيطي كه فيروزه از آن به دست مي آيد (جنس توده هاي معدن) به دو نوع فيروزه سنگي و خاكي تقسيم بندي شده كه نوع خاكي آن از مسيل ها و رسوبات به دست مي آيد و به دليل عدم تغيير رنگ آن با گذشت زمان، گران بهاتر و مرغوب تر مي شود. نوع سنگي آن نيز از ميان سنگ هاي آذرين استخراج مي گردد. از نظر كيفيت (مرغوب بودن) فيروزه، انواع آن قبل از تراش شامل موارد ذيل مي باشد:
    1. فيروزه عجمي: گرد و درشت است و تقريباً خالص و بدون رگه مي باشد، رنگ آن آبي سير و گران قيمت ترين نوع فيروزه است.
    2. عجمي نيم رنگ: از نوع قبلي كم رنگ تر و داراي كمي ناخالصي است.
    3. عربي: فيروزه تخت، با لايه هاي نازك است با رنگ آبي سير.
    4. توفال: مانند عربي است، داراي ناخالصي بوده و سنگ آن از ميان رفته و فقط لايه اي از فيروزه با رنگ آبي سير باقي مانده است.
    5. توفال نيم رنگ: از نوع قبلي كمي روشن تر است.
    6. توفال سفيد  رنگ آبي خيلي روشن دارد، احتمالاً نام ديگر آن شروام مي باشد.
    7. چغاله ( چاغوله ): فيروزه اي درشت، شبيه عجمي اما به رنگ آبي كم رنگ .
    8. شجري: داراي ناخالصي به شكل شاخ و برگ درخت و رگه دار است.
    9. شكوفه: فيروزه اي است ريزتر از چغاله و فيروزه كمي دارد.
    10. فيروزه چال يا نرم: اين فيروزه كمي بزرگتر از عدس بوده كه در سنگ هاي معدن ديده مي شود.
    11. فيروزه درشت: سنگ هاي نسبتاً بزرگي است كه در آن رگه هاي باريك و پراكنده و نازك فيروزه ديده مي شود و نازل ترين نوع آن است.
    فيروزه در اثر چربي تغيير رنگ مي دهد و در مقابل رطوبت يا خشكي به سبزي مي گرايد. اشكال مختلف آن را مي توان بيضي، قلبي، انگشتري و برجسته ناميد و براي مراقبت و حفظ اصالت فيروزه، آن را در ميان خاك اره يا ماسه مرطوب نگداري مي كنند. در گذشته فيروزه را با انفجار صخره ها يا به طريق سنتي با خيساندن سنگ ها استخراج مي كردند، به اين ترتيب كه قلوه سنگ هاي جدا شده از كوه را در حوضچه هاي پر از آب قرار مي دادند و پس از اين كه قلوه سنگ ها كاملاً خيس و سست مي شد، آن ها را سايش داده، فيروزه را جدا مي كردند. اما امروزه با استفاده از يك چرخ برقي، قطعات سنگ معدن را سايش داده و فيروزه را به سهولت (با افت كم) از آن جدا مي سازند. از فيروزه بيشتر به عنوان نگين و ترصيع در انگشتر، گردن بند، دست بند و ظروف نقره استفاده مي كنند و در حال حاضر مراكز مهم فيروزه تراشي نيشابور، در مجموعه ميراث فرهنگي (كاروان سراي شاه عباسي) و مجموعه تاريخي ـ تفريحي آرامگاه خيام داير مي باشد.

          

    پلاس بافي:
    ريسندگي: ريسندگي از جمله وظايف زنان روستايي است كه با پشم گوسفند، موي بز و پنبه،  براي تهيه بافتني ها نخ مي ريسند. وسايل كار در اين حرفه عبارتند از 1ـ چرخ: دستگاه نخ ريسي براي تهيه و توليد نخ هاي پنبه اي مورد استفاده قرار مي گيرد.   2ـ  دوگلو يا جلك: جهت پشم ريسي مورد استفاده قرار مي گيرد.
    امروزه پلاس بافي در بخش هاي شمالي شهر ستان نيشابور بويژه در روستاي كليدر انجام  مي شود كه ابزار  آن عبارتند  از دسته، باهي (دو چوپ دو طرف در پلاس بافي) بي جي (چوب هايي كه دستگاه را نگه مي دارد) آن (قطعه چوب براي حفظ عرض گليم) مواد بافت پلاس از جنس پنبه  و پشم مي باشد. اين دستگاه بصورت افقي بر روي زمين قرار مي گيرد. طرح نقشه براي پلاس وجود ندارد و تنها محفوظات ذهني وي راهنمايي مي كند. طرح هاي همچون گل و پنجره، پر گل، چپه و راسته، بياله و... اجرا مي شود.
     
    فرت بافي:
    يكي  ازانواع بافتني ها مي باشد كه نخ فرت بافي از پنبه مي باشد كه اجزاي تشكيل دهنده دستگاه عبارتند  از: دستيك، تيغ، دوزوك، ديل جغنه، روگه، پايه، نود، نود گردان، نالين

          

    قالي بافي:
    يكي از معمول ترين صنايع دستي كه در گذشته به وفور در كليه مناطق بررسي شده رايج بوده قالي بافي است. قالي بافي كه در گذشته رايج بوده با قالي بافي امروزي تفاوت داشته اشت. در زمان هاي قبل دستگاه هاي قالي به صورت افقي و بر روي زمين داير مي شده كه متشكل از دو تير چوب بوده و در فاصله اي معين به چهار ميخ آهني بلند كه در چهار نقطه متقابل به زمين كوبيده مي شد مي بستند. مواد اوليه: در كليه مناطق مواد اوليه اين نوع قالي بافي رااز پشم گوسفندان تهيه مي نمودند پشم را بعد ازچيدن از بدن حيوانات شستشو مي دادند و بعد با رنگ هاي گياهي آن را رنگ مي زدند و به وسيله جلك و چرخ به نخ تبديل مي كردند و بدون اينكه نقشه اي به كار ببرند مي بافتند. ابزاري كه در قالي بافي گذشته و حال مورد استفاده قرار مي گيرد پاكي وسيله اي جهت بريدن رنگ يا نخ در موقع بافتن ـ افه ي به اصطلاح استاد استوك جهت ضربه زدن برلبه قالي ـ قيچي يا مقراض. امروزه قالي بافي در تمام مناطق به وسيله دستگاه هاي آهني عمودي انجام مي گيرد كه بر اساس نقشه اي ازقبل در بازار شهرتهيه مي كنند مي بافند.
    قالي بافي در برخي ازروستاها وحتي شهر رواج دارد. شركت تعاوني قالي بافان مركز عمده تهيه نقشه قالي و منبع مالي براي خريد مواد اوليه مي باشد .
    تارهاي كشيده شده بر قالي از جنس نخ است اما نخ هاي رنگي ازجنس پشم و يا ابريشم است قالي در اغلب نقاط تركي بافي انجام مي شود. تارها آنقدر محكم كشيده مي شود كه قالي باف فقط توسط قلاب قادر به بافتن است دارهاي قالي اهني و به صورت عمودي بر پا مي شود. طراحان نقش قالي در شهر نيشابور به طراحي انواع طرح هاي قالي مشغولند. نام چند طرح كه در ميان قاليبافان ازعموميت برخوردار است عبارتند از:
    طرح هاي خراساني، برگ بيدي، دهانه اژدر، شاه عباسي، لچك ترنج، افشان ترنج، زيرخاكي، ليلي و مجنون، پنجهT طرح نايين، هله ، قرداش قو، دندان موشي .

    فلزكاري:
    يكي از مراكز مهم فلزكاري در خراسان، نيشابور مي باشد  و آنچه سبب شده که از نيشابور به عنوان مرکز فلزکاری شمال شرق ايران نام برد به چند دليل است:
    1- قرار گرفتن بر سر راه جاده ابريشم و وجود بازرگانان در اين شهر که علاقمند به تجارت با مناطق دور دستی چون مرو، بلخ، جرجان و ری بوده و نیشابور حالت مرکزيت را داشته و اغلب اشياء از اين منطقه به مناطق ديگر صادر می شده، که در کاوش های انجام شده اين قضيه ثابت شده است.
    2- وجود جمعيت زياد نیشابور در آن زمان که خواهان کالاهای مورد نياز زندگی بوده اند.
    3- وجود معادن نقره، مس، آهن و سرب در کوه های نوقان در نزديکی نيشابور و همچنين معادن ديگر در شهر توس .
    4-  نیشابور در قرون اوليه اسلام به عنوان يکی از پايتخت های ايران تلقی می شده است و به همين جهت اغلب هنرمندان از نقاط دور دست به آنجا عزيمت می نمودند.

    مسگري:
    مس گران به ساخت انواع ظروف مسي از قبيل ديگ، طشت، كاسه، سيني و... اشتغا ل دارند. چكش ابزار شكل دادن به مس است. سفيد گران كه در كنار مس گرها استقرار يافته اند به سفيد گري ظرف مسي مشغولند. سفيد گرها به وسيله دم به به زغال حرارت لازم جهت داغ كردن مس را توليد مي كنند. انبرها ي مخصوص جهت گرفتن قطعات مسي در اين مرحله به كار مي آيند. پس از حرارت دادن به قطعات مسي مقداري قلع بر روي ان مي مالند و به وسيله يك پنبه كه آغشته به نشادر شده است قلع رابر روي سطح ظروف پهن مي كند.



    رنگرزي:
    رنگرزي در نيشابور از رونق خاصي برخوردار است و از موادي چون اخري، زرد، قرمز، سفيدآبي، و نيلي روناسي و ... استفاده مي كنند. تثبيت يک ماده رنگ دار بر روي سطح اتکاي مورد نظر را «رنگرزي» مي گويند. ماده رنگي ممکن است به سطح جسم، چسبيده و ثابت شود يا آنکه در داخل الياف نفوذ کند.  


    سراجی سنتی:

    تهيه پوست و چرم و استفاده هاي کاربردي از آن بيشتر تابع موقعيت ها و مناطقي است که انسان در آن زيست نموده است. اهميت فرآورده هاي چرمي در صنايع دستي تا حدودي به ساختمان فيزيکي چرم مربوط است. اين ماده مانند پارچه قابل دوختن و مانند چوب نقش پذير است، قابليت کشش دارد و قابل رنگ آميزي و شکل پذيري مي باشد. اين ويژگي ها سبب گرديده تا چرم در دست هاي يک ذهن خلاق، شکل هاي متفاوتي به خود بگيرد و کاربردهاي فراواني داشته باشد. مانند کيف، کفش، کمربند و غيره از چرم ساخته مي شود.  


    نمد مالی:

    نمد فرآورده اي است از پشم که بيشتر به عنوان لباس و کلاه يا زيرانداز از آن استفاده مي شود.  کار نمد مالي سخت و طاقت فرساست. پشم بعد از تميز کردن و رنگرزي، حلاجي شده، سپس نمد مال با کمک دست و پا آن را روي زمين مي غلتاند و در ضمن اين کار کف صابون و آب به آن مي افزايد. به اين ترتيب پشم را در هم مي کند و نمد مي سازد.  


    پاپیه ماشه سازی:

    پاپيه واژه فرانسوي به معني کاغذ و ماشه به معني مجاله کردن است. روش کار چنين است که با کاغذهاي باطله، آب و مقداري چسب خمير تهيه مي کنند و با آن اشياي کوچکي مانند قلمدان، جلد کتاب، جعبه آينه و غيره مي سازند. پس از خشک شدن روي آن را نقاشي و سپس با لاک يا روغن مي پوشانند.  
     


    رشته های رایج و فعال:

    رشته هاي سفالگري و لعاب، فيروزه تراشي، مينياتور، قلمزني، معرق و مشبك، منبت، معرق كاشي، گيوه بافي،‌ دوخت هاي سنتي، دوتار سازي، قالي بافي، گليم بافي، جواهر سازي، قلمدان سازي، سند پلاست، پاپيه حاشه، حصير بافي، خراطي، تزئينات تلفيقي فلز و سفال و... به اين هنرها مي توان هنرهاي وابسته به معماري را نيز اضافه كرد از قبيل آجر تراشي، گچبري، مقرنس و رسمي بندي، كاشيكاري و...


          
                                                                                                                 منبت و معرق چوب                                                                       گیوه بافی 
     

    رشته هاي بومي
    رشته هاي سفالگري، لعابكاري، كاشي كاري معرق، قاليبافي، قلمزني، نگارگري، دوخت لباس هاي سنتي، ساخت سازهاي سنتي،  منبت – مشبك، فيروزه تراشي، گيوه بافي، ريسندگي، قالي، قاليچه  

    رشته هاي غير بومي
    شامل: قلمزني روي مس، معرق و منبت و مشبك چوب، جواهر سازي، سند پلاست، پاپيه ماشه، خراطي، قلمدان سازي، تزئينات تلفيقي فلز و سفال، فلزكاري، سوزن دوزي، سرمه دوزي، حصير بافي، نقره سازي،  گيوه دوزي،  مينياتور  
     
    رشته هاي در حال آموزش
    • رشته تراش سنگ ها ي قيمتي  ونيمه قيمتي و منبت چوب در هنرستان محموديه ضلع غربي مدرسه خيام
    • رشته سفالگري و لعابكاري توسط اداره ميراث فرهنگي به سرپرستي خانم خانلقي
    • رشته سفالگري و لعابكاري  توسط خانم موحد
    • برخي رشته هاي صنايع دستي  در آموزشكده فني و حرفه اي نيشابور
    • رشته فيروزه تراشي

     رشته هاي در حال منسوخ شدن 
    متاسفانه با توجه به كاربردي بودن بسياري از اين هنرها در قديم و عدم كاربري آن در عصر حاضر به دليل جايگزيني محصولات ماشيني  و يا تغيير رويه زندگي، اكثر اين هنرهاي كاربردي از بين رفته. هنرهايي نِظير گليم بافي،‌ طراحي سنتي،‌ قالي،‌ رنگريزي سنتي و...

    رشته هاي  منسوخ شده
    از هنرهايي كه متاسفانه امروز به دليل كاربرد نداشتن در مناطق بخصوص شهري از بين رفته مي توان به فرت بافي، كلاه بافي، سبد بافي و نمد مالي، خورجين دوزي، غربال سازي، پلاس دوزي، ندافي و... اشاره نمود. امروزه به دليل پيشرفت تكنولوژي غالباً رشته هاي صنايع دستي دستخوش تغييرات پيچيده اي شده تا بتواند با حفظ اصالت و ويژگي هاي سنتي پيشين رقابت نمايد. و جايگاهي در امور زندگي روزمره بازكند.

     

سایر شهرستان ها
تمامی حقوق این پورتال متعلق است به اداره کل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان خراسان رضوی مجری پورتال : شرکت داده پردازی پویان ابتکار شرق